مجتهد خودی، می تواند تحول آفرین باشد.
21 بازدید
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

«مرجع خودی می تواند تحول آفرین باشد»؛ این شاه بیت سخنان حجت الاسلام و المسلمین استاد مهدوی، در اصفهان بود. استاد باسابقۀ حوزۀ علمیه ی قم، ضمن گرامیداشت 12بهمن/دلو آغاز دهه فجر و سالروز بازگشت پیروزمندانه امام خمینی ره از پاریس به تهران و شکل گیری انقلاب اسلامی ایران، فرمود: امام خمینی پس از بازگشت به ایران، در بهشت زهرا در کنارِ مزارِ مطهر شهدا، با صدای رسا فرمودند: «من دولت تعیین می‌کنم! من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم! من به کمک این مردم، به دهان این دولت[دولت شاپور بختیار] می زنم».

ایشان در جمع مهاجرین مقیم اصفهان، با تجلیل از امام خمینی ره و شهدای انقلاب اسلامی ایران، فرمود: اینکه امام خمینی ره روی عنصر «مردم» تأکید می کند بدون جهت نیست، بلکه منشاء و دلیل قرآنی دارد. استاد حوزۀ علمیه قم، با اشاره به فرازی از آیه 122 سوره مبارکه توبه: «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ»، فرمود: در این آیه صریحاً بیان شده است که یک عالم دینی، و مجتهد پس از آنکه علوم دینی را فرا گرفت باید دوباره به میان «قوم» و «مردم» خودش برگردد. ایشان تأکید فرمود: مفهومِ این آیه، این است که مردم نیز باید از «مجتهد» و «مرجع» خودی پیروی و تقلید نماید؛ زیرا اگر خداوند به عالمان دینی دستور بدهد که شما به میان مردم خویش برگردید؛ نمی تواند به مردم بگوید که از مجتهد و عالِم خودتان پیروی نکنید؛ زیرا چنین چیزی موجب نقض غرض است.

استاد حوزه علمیه قم، -که سابقۀ تحصیل در حوزۀ علمیۀ نجف را نیز در کار نامۀ خود دارد-، در جمع مهاجرین افغانستانی مقیم اصفهان، در جواب این پرسش که: «آیا تقلید از مجتهدِ غیرخودی اشکال دارد؟»، فرمود: «نه خیر! اشکال ندارد. چنانکه سالیان سال، مردم مؤمن و متدین افغانستان از مراجع تقلید عراقی و یا ایرانی تقلید می کردند؛ اما از آیۀ شریفه چنین استنباط می شود، که اولویت با «مرجع خودی» است».

ایشان تأکید کرد: شواهد تاریخی نیز همین را تأیید می کند؛ چنانکه امام خمینی ره در ایران، انقلاب را بوجود آورد و مرجع فقید حضرت آیت الله محقق کابلی ره در افغانستان موجبات تحول علمی، فرهنگی و اجتماعی را به وجود آورد. ایشان اضافه کرد: چنین تحولی را یک مجتهد عراقی نمی توانست در ایران و یا افغانستان ایجاد کند.  

گفتنی است پیش از این، حضرت آیت­ الله جوادی آملی حفظه الله نیز در «درسهای تفسیر قرآن»، با بیان اصل «همزبانی و تفاهم فرهنگی با مردم»، به عنوانِ یک سنت و اصل کلی و حاکم در بعثت پیامبران الهی، گفته است:

«هر پیامبری در هر جا مبعوث شود، به زبانِ مردمِ همان سرزمین سخن می گوید و خودش نیز یا از همان نژاد است و یا در بین همان نژاد به سر برده است؛ بگونه ای که همه مردم آن منطقه، از سوابق او آگاهند و او نیز از آداب و رسوم و تأثیرپذیری یا تمرد آنان با خبر است. «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ»(ابراهیم/14). هیچ پیامبری را اعزام نکردیم، مگر این که با زبان و فرهنگ مردم خویش آشنا باشد و مردم هم با زبان و فرهنگ او آشنا باشند.»(جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج6، ص 51).

حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله، در تبیین همین اصل کلی و اجتناب ناپذیر و علت اجتناب ناپذیری آن می­فرمایند:

  «وجود همزبانی بین پیامبر و امت، لازمۀ درمان دردهای فرهنگی جامعه است؛ زیرا پیامبران نسبت به مردم خود سمت طبیب فرهنگی دارند. منظور از زبان در اینجا تنها لهجه و یا لغت نیست، بلکه فرهنگ مردم مراد است. پیامبر باید نقاط ضعف و قدرت امت را بداند و سوابق او نیز باید در نزد آن مردم روشن باشد. انسانِ ناشناس نمی­تواند پیامبر امتی ناشناخته باشد. زیرا مردم در برابر نا آشنا تمکین نمی کنند. اما کسی که در میان مردم بوده، می تواند بگوید: «فَقَدۡ لَبِثۡتُ فِيكُمۡ عُمُرا مِّن قَبۡلِهِ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ»(یونس/16). من سالیان متمادی در میان شما بودم و همه سوابقم برای شما روشن است. شما درست بیاندیشید و تعقل کنید تا به صحت دعوت و صدق دعوی من پی ببرید.»(جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج6، ص 51).

یادآوری:

آیت الله جوادی آملی/تفسیر موضوعی قرآن کریم/ ج6/ ص51.