افغانستان و ایران
16 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

مقایسه را با نقل یک خاطره آغاز می کنم:
دکتر قاسم غنی، پژوهشگر تاریخ تصوف و سیاست مدار ایرانی در دوران رضا شاه پهلوی بود. سفیر ایران در مصر و آمریکا، از جمله مأموریت های رسمی و سیاسی او است. البته او بود که زمینه های ازدواج شاه ایران را با فوزیه، شاهزاده مصری فراهم ساخت؛ و بعدها به تیره گی و جدایی انجامید. به هر صورت، همین دکتر قاسم غنی، در خاطرات خودش از آمریکا نوشته است:
-------
جمعه، چهارم آبان(عقرب) 1324
«امروز روز تولد اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی است؛... عصر از ساعت پنج در سفارت(ایران در آمریکا) مهمانی برگزار بود. جماعت، تا بعد از ساعتِ هشت شب باقی بودند. قریب 500 نفر دعوت داشتند که آمدند و رفتند. سفارت ایران گویا 220 هزار دلار خریده شده است، در حالی که در همین نزدیکی، سفارت افغان به 140 هزار دلار خریده شده و عمارتِ آن بهتر، وسیع تر و پاکیزه تر و دارای اتاق¬های بزرگ تر و قشنگ تر است. افغانها، پنجاه هزار دلار هم قالی و مبل اثاثیه خریده اند؛ در حالی که سفارت ایران هیچ ندارد. و شبِ مهمانی چند پارچه قالی اجاره کرده اند و در اتاق ها انداخته اند».(یادداشت های دکتر قاسم غنی، جلد 1، صفحه 300).
-------

این یادداشت، مربوط به بیش از هفتاد سال پیش است. اما به نظر می رسد افغانستان، از همان هفتاد سال پیش، پیش تر نیامده است؛ و شاید در بسیاری از زمینه ها، به عقب هم بر گشته باشد! اما بر اساس تجربه زیستی حدود 15 ساله که در ایران بوده ام، اکنون می توانم ادعا کنم که: در حال حاضر، کشور ایران، حدود هفتاد سال از افغانستان جلوتر است. به دلایل ذیل:
-------
در زمنیه ی ساخت دانشگاه، مکتب و مدرسه و کتابخانه، و کیفیت تحصیل و تعلیم و تربیت از کشورهای سرآمد است. 
در زمینه ی امکانات حمل و نقل، جاده سازی، پل سازی، راه آهن، کشتی رانی، خطوط هوایی، تردد بین شهری، عبور و مرور بیرون شهری، خدمات پست، و تأمین امنیت شبانه روزی، بسیار پیشرفت کرده است. 
در زمینه ی انکشاف و استخراج معادن، نظیر نفت، آهن، مس، و دیگر فلزات و تولید و صادرات آن به کشورهای دیگر، یکی از کشورهای پیشگام در منطقه است. 
در زمینه ی ایجاد شهرک های مسکونی، صنعت ساختمان، مواد و مصالح تعمیراتی، لوازم تعمیرات(دروازه، پنجره، اتصالات آب، برق، گاز، قیرگونی، و...)، بی نیاز است. 
در زمینه زیرساختهای کشاورزی نوین، تلاش در جهت رفع هدر رفت منابع آب، ساخت سدهای متعدد جهت ذخیره آب و جلوگیری از استفاده بی رویه از آبِ چشمه ها و جویبارها، برای سراسر کشور برنامه های جدی دارد. 
در زمینه ی صنایع نظامی، دفاعی و امنیتی، مدعی خود کفایی است. 
در زمینه ی تولید صنایع پوشاک(قالین، مبلمان، موکت، نساجی، صنایع دستی،...)، و خوراک(برنج، روغن، چای، ماکرونی، و... )، مدعی خود کفایی است؛ بیشتر ایرانیان، ورود اجناس و کالای خارجی را، به دلیل اینکه باعث بیکاری کارگران ایرانی است، قاچاق و غیر قانونی می داند. 
در زمینه ی صنعتِ چاپ و نشر، رسانه های دیجیتال، بومی سازی این صنابع، خدمات پست هوایی و زمینی، داخلی و بین المللی، موفقیت چشمگیر داشته است.
در زمینه ی ایجاد انسجام و اتحاد اقوام ساکن و تقویت هویت ملی، و محرومیت زدایی از مناطق دور افتاده و مردم فقیر و محروم، گام ها و اقدامات بزرگی، صورت داده اند. در این زمینه، معلمان، اساتید دانشگاه ها، پیش نمازان جماعت، امامان جمعه، روزنامه ها، رادیوها و تلویزیون ملی نقش اصلی را به عهده دارد. و تنش های سمتی و قومی و مذهبی، یا وجود ندارد، یا اگر هست بسیار کمرنگ و بی ارزش است. 
در زمینه ی مسایل سیاسی، به این بلوغ و خرد جمعی رسیده اند که اختلاف دیدگاه، میان نیروهای سیاسی و احزاب را، به تنش های جبران ناپذیر و ناسور تبدیل نکنند، و کسب و کار و امنیت مردم را، به وسیله منازعات سیاسی، از رونق نیاندازند. 
در زمینه ی ساختارها و مدیریت دولت، بیشتر مدیران سازمان و نهادهای بزرگ و مأمورین دولتی، افراد کارگشته، خوش فکر، سخت کوش، برنامه ساز و آینده نگر هستند. اگر در میان مدیران دولتی، اشخاص بی درایت و بی کفایت هم دارند، تعدادشان بسیار اندک است.
در زمینه ی تولید علم و تکنولوژی و فن آوری، از جمله کشورهای برتر جهان محسوب می گردد. قدر دانشمندان و مخترعان و مبتکران و صاحب نظران خود را می داند و امکانات تحقیق، تجربه و تربیت شاگردانِ بیشتر را، برای شان فراهم می کند.
در زمینه کار و اشتغال، نیروی های جوان و کارآمد را سرمایه می داند و خروج و مهاجرت ایشان را به کشورهای دیگر، خسارت ملی می داند. 
در زمینه ی خدمات طبی و صحی، بیمارستان ها و کلینکهای بسیار بزرگ، مجهر و برخودار از امکانات صحی، تولید داروهای انحصاری، و ارائه خدمات پزشکی، در سطح بالای قرار دارد. 
در زمینه ی فرهنگی، مردم ایران، چه فارس، چه ترک، چه کرد، چه لُر، چه بلوچ و چه عرب، همه، نسبت به وطن شان عرق ملی خاصی دارند و واقعاً ایران را دوست دارند و حاضرند برای مصالح کلان کشور، از خود هزینه کنند. نیروهای نظامی، دفاعی، امنیتی و استخباراتی خودشان را بسیار دوست دارند و امنیت خودشان را مرهون فداکاری و از جان گذشتگی و تلاش شبانه روزی آنها می دانند.
در زمینه ی گردشگری، تفریح و سفرهای داخلی و خارجی، نیز حایز اهمیت است. 
و....
--------------------
نکات پایانی و ختم کلام
نکته اول اینکه:
اکثر این دستآوردها، مربوط به دوران بعد از انقلاب اسلامی ایران است؛ به این معنا که سیاست مداران، مدیران، برنامه ریزان و کارمندانِ دولت و مردم ایران، خود، به چنین موفقیت های رسیده اند، نه به کمک کشورهای خارجی و بین المللی. 
نکته دوم اینکه:
در رقابت های انتخاباتی، به دلیلِ کثرتِ افرادِ واجدِ شرایط، رقابت تِکِت های انتخاباتی، بسیار جدی و نَفَسگیر است؛ اما تجربه نشان داده است که مردم ایران، غالباً به شخصِ «نامزدها» رأی نداده اند! بلکه به «کارنامه» و «برنامه» رأی داده اند. افرادی که «کارنامه»ی خوبی در گذشته و «برنامه»ی خوب و عملی برای آینده نداشته اند، رأی نداده اند. 
نکته سوم اینکه: دوباره به مقایسه می پردازم: دانشگاه کابل در سال 1311 خورشیدی و دانشگاه تهران دو سال بعد، یعنی در سال 1313 خورشیدی تأسیس شده است. اعلام حکومت جمهوری داوودخان در 1352 و تأسیس جمهوری اسلامی ایران، شش سال بعد، یعنی در سال 1358 صورت گرفت؛ انتظار این بود که افغانستان باید، پیشگام تر می بود، به نظر این حقیر، اما اکنون ایران «هفتاد سال» جلوتر است! تفاوت رَه از کجا تا به کجا؟
---------
دلیل این همه تفاوت چیست؟ 
شاید یک دلیل اش این باشد که: به گواهی انترنت، برجسته ترین فارغ التحصیلان دانشگاه کابل عبارت از حفیظ الله امین، نجبیب الله، حکمتیار و احمدشاه مسعود است، و برجسته ترین چهره های فارغ التحصیل دانشگاه تهران عبارت است از: سید محمد خاتمی، علی لاریجانی، حسن روحانی و محمدجواد ظریف و...
(شما هم، از باب امتحان، یکبار عبارت «تأسیس دانشگاه کابل» و بار دیگر، عبارت «تأسیس دانشگاه تهران» را در گوگل سرچ کنید، نتیجه را جلو چشم تان خواهید دید). 
همین!
از اینکه وقت تان را صرفِ خواندن این نوشته بلند کردید، از شما سپاس گذارم.