سریال بی پایان زلزله و جای خالی پای خدا
16 بازدید
موضوع: سایر

سریال بی پایان زلزله و جای خالی پای خدا

1.زلزله، سریالِ نا تمام

دیروز شنبه اخباری منتشر شد مبنی بر زلزله در شیراز. گویا این سریال ناتمام، -هرچند شدت و ضعفی دارد-، اما تمامی ندارد: چند وقتی است که لرزش­های پی در پی زمین، قرار و آرامش را از مردم ایران گرفته اند: ابتدا کرمانشاه، سرپل ذهاب، قصر شیرین لرزید، سپس در بخش­هایی از کرمان زلزله آمد، با فاصله چند روز بعد، زلزله کرج و تهران آرامش را از ساکنان تهران و کرج گرفت؛ کمی بعد دوباره کرمانشاه زلزله شد؛ سپس نوبت یزد رسید؛ چند روز پیش کرمانشاه برای بار سوم لرزید؛ برای بار چهارم بخشهای از استان کرمانشاه و ایلام لرزید(سومار و رزنه، با کمی فاصله هجدک کرمان و آستارا لرزید. و اینک دیروز شیراز، با قدرت چهار و نیم ریشتر لرزید.

2.چرا زلزله می آید؟

آنچه من تاکنون از طریق رسانه های دیداری و شنیداری دیده ام و خوانده ام، این بوده که این پدیده، یک پدیده ای صرفا طبیعی است! بارها از کارشناسان دعوت شده در تلویزیون و یا مصاحبه­ های ایشان در روزنامه خواندم که زلزله، یک پدیده کاملا طبیعی است. و البته نظرشان محترم است، چون در حیطه دانش تحصیلی و تخصص خویش سخن می گویند.

اما در طولِ حدود این دو برج، به گزارشی، یا مطلبی و تحقیق بر نخورده ام، که گفته باشد: «ممکن است در زلزله، و یا دیگر بلاهای طبیعی، از قبیل خشک سالی و امثال آن، پای عوامل غیر طبیعی نیز در میان باشد! به عبارت دیگر، «اراده الهی»، دخالت داشته باشد، یعنی: «پای خدا» در میان باشد.

3.عوامل بلاهای طبیعی در منابع دینی

در متون دینی و به خصوص در آیات قرآن، پاره از بلاهای طبیعی مستقیم به خداوند نسبت داه شده است. مانند آنچه در مورد قوم، عاد، ثمود و به طور مشخص در مورد بنی اسرائل آمده است. خداوند در قرآن مرتب میگوید: قحطی، گرسنگی و سرگردانی که قوم بنی اسرائیل کشید، نتیجۀ اعمال شان بود که با اراده و خواست من بود.

در احادیث نقل شده از پیشوایان دین نیز، در باره این موضوع فراوان سخن گفته شده است:

بارها از طریق تلویزیون، از زبان استاد محسن قرائتی شنیدم که می فرمود: «پرداخت زکات، باران آسمانی را به دنبال دارد». اگر کشور و جامعه اسلامی زکاتِ محصولات شان را نپردازند، یکی از پیامدهایش این است که خداوند بارانش را از اهل زمین دریغ می دارد»(مضمون کلام ایشان).

هم چنین حدیث داریم که امام فرموده است: جریان «ربا» در جامعه، یکی از اسباب قطع باران الهی است. بی پرده­ تر بگویم: در روایات گفته شده است اگر انحرافات اجتماعی، نظیر «زنا» و «بی عفتی» در جامعه شیوع پیدا کند، موجب «غضب الهی» و «زلزله» خواهد شد.

4.سه نمونه

حدیث اول.

در کتاب اصول کافی و کتاب­ های دیگر از حضرت رضا(ع) نقل شده است که حضرت فرمود:«لَا تَمَلُّوا مِنْ قِرَاءَةِ- إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها فَإِنَّهُ مَنْ كَانَتْ قِرَاءَتُهُ بِهَا فِي نَوَافِلِهِ لَمْ يُصِبْهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِزَلْزَلَةٍ أَبَداً وَ لَمْ يَمُتْ بِهَا وَ لَا بِصَاعِقَةٍ وَ لَا بِآفَةٍ مِنْ آفَاتِ الدُّنْيَا حَتَّى يَمُوت»(اصول کافی، جلد2: صفحه 626).

ترجمه:

از خواندن سوره زلزال خسته نشوید، زیرا اگر کسی همواره آن را در نمازهای نافله قرائت کند، هرگز دچار آسیب زلزله نخواهد شد و به سبب زلزله و صاعقه و دیگر بلاهای دنیا، از بین نخواهد رفت.

حدیث دوم

در کتاب تهذیب شیخ طوسی، علی بن یقطین از حضرت صادق(ع) نقل کرده است که حضرت فرمود: کسی که دچار زلزله زدگی شده است، این آیه قرآن را بخواند:

«يَا مَنْ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولَا وَ لَئِنْ زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيماً غَفُوراً» سپس بر پیامبر و اهل بیت پیامبر درود بفرستد و از خداوند بخواهد که او را از بدی دور نگهدارد؛ چه اینکه خداوند بر هر کاری توانا است.(تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج3، ص 294)

حدیث سوم.

در کتاب اصول کافی از حضرت صادق نقل شده است که حضرت فرمود:

«إِذَا فَشَا أَرْبَعَةٌ ظَهَرَتْ أَرْبَعَةٌ إِذَا فَشَا الزِّنَا ظَهَرَتِ الزَّلْزَلَةُ وَ إِذَا فَشَا الْجَوْرُ فِي الْحُكْمِ احْتَبَسَ الْقَطْرُ وَ إِذَا خُفِرَتِ الذِّمَّةُ أُدِيلَ لِأَهْلِ الشِّرْكِ مِنْ أَهْلِ الْإِسْلَامِ‏ وَ إِذَا مُنِعَتِ الزَّكَاةُ ظَهَرَتِ الْحَاجَةُ.»(اصول کافی محمد رازی کلینی، جلد2، 448.)

وقتی چهار چیز علنی شد، چهار پیامد را به دنبال خواهد داشت:

اول. وقتی «زنا» و «بی عفتی» علنی شد، زلزله را در پی دارد.

دوم. وقتی جور و تعدی علنی شد، بارش باران، از آسمان قطع می شود.

سوم. وقتی پیمان با کفاری که در بین مسلمانان زندگی می کنند، شکسته شود، مشرکان بر مسلمانان حکومت می کنند.

چهارم. وقتی مردم، زکات محصول شان را نپرداختند، تنگدستی و فقر دامنگیر مردم می شود.

5.پرسشهایی غیر معمول

هدف من از نوشتن این مطلب این است که روایاتی که که در باره زلزله و بلاهای زمینی و آسمانی است، یکی دو تا و اندک نیست، اما توجه اهل تخصص، خصوص اهل علم، به این دسته از روایات بسیار اندک است. دلیل این بی توجهی چیست؟

آیا واقعا باور و دلیل داریم که پدیده­ های طبیعی، منشاء کاملا طبیعی دارند؟ یا ممکن است منشاء الهی هم داشته باشند؟

آیا حجم و تعداد این روایات، اندک است؟

آیا این روایات «سند» و «دلالت» درستی ندارند؟

آیا جامعه و اهل خبره، خود گرفتار «علم زدگی» غربی، تجربی و عرفی شده اند؟

آیا اقبال و ادبار مردم، ملاک توجه اهل تحقیق و تخصص اند؟

و...

6. فراخوان خیرخواهانه

به نظر می رسد این بی توجهی به «روایات بلاهای طبیعی» چندان موجه نباشد. خوب است علما، طلاب، به خصوص ائمه جماعات مساجد، کارشناسان مذهبی تلویزیون، و ائمه محترم جمعه، اندکی ذهن مردم و مؤمنین را به سمت مضمونِ روایاتِ مربوط به بلاهای طبیعی معطوف نمایند. اگر نفعی در پی نداشته باشد، یقیناً ضرری نیز نخواهد داشت. در تاریخ بارها، دیده شده است که در هنگام «قطع نزول بارانِ» آسمانی، مؤمنین نماز باران خوانده اند، و بلافاصله باران الهی باریده است. فقهای عظام و اهل تحقیق عقیده دارند، اگر روایتی، «صحیح السند» و «قطعی الدلالۀ» باشد، جای برای تردید باقی نمی­ماند. باید نسبت به مضمون آن وفادار ماند.

زلزله ­های اخیر رخدادهای نامبارکی بود، اما می­ تواند بهانه خوبی باشد برای مراجعه به مضمون احادیث و روایت های مربوط به زلزله. همه کارشناسان زلزله نگار، میگویند زلزله، پدیده کاملا طبیعی است، ولی نکند دست دیگری در کار باشد و ما از کنار آن بی توجه بگذریم!

نکند «پای خدای عالم» در میان باشد و ما از سر نا آگاهی بگویم: نه «خدایی» هست و نه «پای خدا»!

منابع:

البرهان في تفسير القرآن، سید هاشم بحرانى، جلد 4، صفحه 534.
اصول کافی، محمد رازی کلینی، جلد2، ص صفحه 448.

تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، جلد، آخر. سورۀ زلزال.

بحار الانوار، مجلسی، جلد 84، ص 253.

الوافی، فیض کاشانی، جلد 9، صفحه 1373.

المصباح، کفعمی، صفحه 452.

تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، جلد3، صفحه 294.

جامع احادیث الشیعه، محمدحسین بروجردی، جلد 25، صفحه 720.